|
B E E T L E M A M
|
من خارجکی:
جوزف گاردنر
اهل گلیویس در جنوب لهستان
25سالمه و هنوز مجردم
شغل خاصی ندارم
البته گه گاهی اگه پول لازم بشم میرم و تو یه مغازه ی نون فروشی کار میکنم
مغازه ی پدر مارسل
مارسل یکی از بهترین دوستامه
تو ارکست کلیسای سوییاتکوا همون کلیسای معروف تو غرب گلیویس باهاش آشنا شدم
ترمپت میزنه
من ویولن سل میزنم
در واقه ویولن سل یکی از معدود بهانه های من برای زندگیه.
نه اینکه بگم ادم افسرده ایم نه ولی تو زندگی من چیز های کمی هستن که بهشون عشق
می ورزم که یکیش سازمه
یکی دیگه از اون چیزا دوربین عکاسیمه
من زندگی ساده ای دارم:
به اندازه ای کار میکنم که با پولش بتونم برم سفر و چند تا عکس خوب بگیرم.
میتونم به جرات بگم که تا به حال هیچ پولی جمع نکردم و هیچ حساب بانکی هم نداشتم
من حتی خونه هم ندارم
تو اتاق زیر شیروانی نان فروشی زندگی میکنم.
خیلی جای دنجیه.
زمینش پر از مجسمه هایی که با چوب ساختم و دیواراش رو عکسام پوشونده.
وقتی بارون می باره و قطراتش به شیروانی برخورد میکنه آوایی تولید میکنه که تو هیچ ارکست و سازی نمی گنجه.
اون موقع من شروع میکنم به نوشتن
زمان های دیگه هم مینویسم ولی هیچ کدوم از نوشته هام مثل روز های بارونی نمیشه.
راستی یه کتاب هم چاپ کردم و سریعا با پولش یه سفر به پاریس رفتم.
...
پا پستی:
کلیه مکان های یاد شده واقعی هستند.میتونید به نقشه مراجعه کنید
من ابتدا توسط میس کارتون بانو به این بازی دعوت شدم بعدش دو من و بهاره بر آن تاکید نمودن
از شما هم به این بازی دعوت میشود.

in akharin karame
ye logo vase ye guitariste be name SUY BABA

me
paint by: M.HOSSEIN TAVAKOLI

divane bemanid
ama manande aghelan raftar konid
khatare motefavet budan ra bepazirid
ama biamuzid ke bedune jalbe tavajoh motefavet bashid